قصه غصه

                                                  

 چرا عزیزم

سوالم بی جواب ماند .................

 این چه رسم خداحافظی بود ؟

وقت سفر نگفتی!!! دلم آکنده از غم ، یه دنیا حرف نگفته دارم

نه به دعا رسیدی که از خدا بخوامت...... نه به دوا عزیزم .... منکه با سر دویدم

 نگاهم بی هدف ، دلم آکنده از غم

شادی را کجا بردی؟ قصه غصه جا ماند.....

هنوزم باورم نیست که دل از ما بریدی

تمام قصه این بود؟

دزد اجل ترا ازم برد؟

چه بیچاره ام کرد مرگ سنگین تو

چه آواره ام کرد خانه و کاشانه ات

چه بی پا وسر به دنبالت دویدم اما

چاره ای جز فاتحه برایم جا نذاشتی

روحت شاد برادر

 

/ 2 نظر / 14 بازدید
اشنای قدیمی

با سلام عید فطر مبارک. خیلی وقت از شما خبر نداشتم و ندارم ولی باور کنید سرم خیلی شلوغه . به هر حال باز میگم و عرض می کنم عید فطر مبارک. من همون کسی هستم که به من و هم نوعان من بد بین بودی البته که الان دیگه نیستی! من که شما را عین خواهر خودم میدونم انشاله ژاینده باشید

اشنای قدیمی

خانم عرفانی؟!! من فکر کردم این یک دیکلمه است ولی نگران شدمو اخه چیزایی از برادرت برایم گفته بودی. نگرانم نگران باید تماسی با شما بگیرم یعنی چی؟ این نوشته ها کمی نگران کننده بود